|
صیحه اسمانییکی از علائم قطی ظهور صیحه اسمانی است. که بین صیحه اسمانی و ندای اسمانی یک ربط هایی است. حضرت میفرمایند که صیحه اسمانی در رمضان است. روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان ندایی از اسمان میاید. صبح یک ندا میاید و عصر هم یک ندا. حالا روایت در مورد ندا مختلف است. در بعضی روایات امده که حق با علی و شیعیان اوست. که این ندای صبح است. به طوری که همه به زبان خود ان را بشنوند. و اتفاقا همه به هم میگویند که شنیدی صدای صبح را. در روایت دیگر حضرت امیر(ع) در غیبت نعمانی میفرمایند صیحه ای در ماه رمضان باشد که بیدار را به فظع اورد و خواب رفته را بیدار کند و زنهای جوان را از سرا پرده خود بیرون کشد. که طبق روایت حضرت میفرمایند که ندای اول از اسمان است و ندای دوم از ابلیس. عرض کرد چگونه شناخته شود این دو؟ حضرت فرمودند کسی که قبل از امدن شنیده باشد میداند. علما شنیدن را ب تعبیر کردند به این که قبل از صیحه خوانده بوده است و میدانسته که یک زمانی صیحه میاید. و میداند که دو تا صدا است که یکیش صبح است و دیگری عصر. که صدای صبح از اسمان است و صدای دوم از ابلیس است.از مضل نقل شده است که امام صادق(ع) فرموده اند که چون افتاب طلوع کند و روز بلند شود صیحه زننده ای صیحه زند به زبان عربی واضح به طوری که از چشمه خورشید اید. و هر کس که در اسمانها و زمین است بشنود. ای گروه خلائق این مهدی است از ال مجمد و نامش را به اسم جدش رسول خدا میبرد. و کنیه و نسبش را از امام یازدهم تا امام حسین(ع) ذکر میکند. و میگوید با او بیعت کنید و مخالفت او نکنید که گمراه میشوید. پس اول کسی که دست او را میبوسد ملائکه است. و پس از ملائکه جن و پس از جن نقبا و میگویند که شنیدیم و اطاعت کردیم و هیچ صاحب گوشی از خلائق باقی نمیماند مگر ان که ان ندا را بشنود. همه مردم به هم قصه ای را که شنیده اند به هم نقل میکنند و از همدیگر سوال میکنند. چون غروب شود فریاد زننده ای فریاد زند از طرف مغرب. که ای جماعت خلائق ظاهر شد خدای شما از بیایان خشک از زمین فلسطین که عثمان انبسه اموی از اولاد یزید ابن معاویه است. پس با او بیعت کنید تا هدایت یابید و مخالفت با او نکنید. پس ملائکه و جن و نقبا همه گفتار او را تکذیب کنند و بگوین شنیدیم و مخالفت کردیم.علت این که صیحه اسمانی می اید این است که در ان زمان حجت کم میشود.در روایات داریم که کسانی که در صبح ایمان بیاورند به ندای اسمانی اول وقتی ندای اسمانی دوم را شنیدند اگر برگشتند دیگر توبه انها قبول نمیشود. و کسانی که مرض در دلهایشان است صبح و عصر را مردد سیر میکنند عصر و قتی شیطان ندا میزند برمیگرده به سوی او. تا برگشت به سوی ابلیس خدا میگوید حالا جدا شدند مومنین از غیر مومنان. شما این را بدانید که اگر شیطان امید نداشت ندا نمیزد.یک صلوات برای سلامتی اقا امام زمان(عج)
+ نوشته شده در شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 0:45  توسط وحید
|
فاجعه های صفیانیقبلا درباره خود صفیانی عرض کرده ایم این بار به رخدادهایی که در زمان او و توسط او رخ میدهد مینویسم.در بحث گذشته صفیانی از واقعه ای به نام حره گفتیم که توضیحاتی در اینجا از ان میدهم.در یک روایتی عرض کردیم که لشکری به مدینه میکشد و بعد در مدینه فاجعه ای به بار می اورد که طبق تعبیر روایت میفرمایند که جنگی در مدینه رخ دهد که سنگهای ریگ در خون غرق شود قصه حره در مقابل ان مثل تازیانه زدن به یک حیوان باشد.واقعه حره:یزید لعنت الله الیه سه سال حکومت کرد که در اولین سال حکومتش واقعه کربلا را انجام داد. بعد از واقعه کربلا و بازگشت اسرا از شام به طرف مدینه مردم مدینه زیر بار یزید نمیرفتند. یزید به ابن زیاد دستور داد تا به مدینه هم حمله کند. ولی ابن زیاد ان را نپیذرفت. بالاخره پیرمردی نود و چند ساله به نام مسلم ابن قطبه را پیدا کردند. یزید به او دستور داد و گفت که یک لشکری به مدینه ببر و شورش مدینه را بخوابان. این مرد هم که کینه شدیدی از اهل بیت داشت ، قبول کرد. وی با یک لشکری به مدینه حمله کرد. شاخص ترین فرد در مدینه امام سجاد(ع) بودند. حضرت فرمودند به اهل مدینه که با انها درگیر نشوید ولی اهل مدینه قبول نکردند. حضرت به بیرون شهر مدینه رفتند و چادرهایی برپا کردند و گفتند هر کس بخصوص زنان اگر میخواهد از این فتنه در امان باشد به سوی من بیاید. چهار صد زن از مدینه رفتند و در پناه حضرت قرار گرفتند. بیرون مدینه پر از ریگ است و به دلیل این که جنگ در انجا رخ داد ان را حره نامیدند. جنگ شروع شد و در اول،جنگ به نفع اهل مدینه خاتمه یافت. ولی مانند جنگ احد از پشت به اهل مدینه حمله کردند. و مدینه را در اختیار خود گرفتند. مسلم ابن قطبه پیرمرد نود ساله به عنوان حاکم از طرف یزید لعنت الله حکم داد به این که سه روز مدینه مباح است. هر کاری که میخواهید بکنید. بعد حکم وی در خیابانها مرد میکشتند. به بچه ها هم رحم نمیکردند. زنا میکردند. حتی تبری مینویسد که هزار زن در مدینه بعد از ان اولاد زنا به دنیا اوردند که به اولادالحره مشهور بودند. صدها نفر از قاریان قران و صحابی اسلام بودند در واقعه کشته شدند. حتی در بعضی روایات امده که با اسب به مسجد مدینه وارد شدند. حتی النقلی در خود مسجد هم زنا کرده اند. و فقط کسانی از فاجعه مصون ماندند که در پناه حضرت سجاد(ع) بودند. مسلم نامه ای به یزید نوشت و گفت که گره دلم باز شد سالها بود که انتظار میکشیدم که انتقامی از بنی هاشم بگیرم و گرفتم. در همان زمان که در مدینه اشوب بود در مکه هم مردم اشوب میکردند. مسلم ابن قطبه وقتی میخواست به مکه هم برود تا شورش انجا را هم بخواباند در راه به دلیل مریض بودن مرد.صفیانی وقتی به مدینه حمله میکند حضرت میفرمایند واقعه حره در مقابل حمله صفیانی و فاجعه او مثل تازیانه زدن به حیوان است. البته خود صفیانی در این حمله وجود ندارد. حالا لشکر صفیانی میخواهند چه کهری انجام بدهند ان را خدا میداند. بعد از ان به طرف مکه میروند تا کعبه را خراب کنند. بین مدینه و مکه در سرزمینی به نام بیداء به عذاب خدا گرفتار میشوند و به زمین فرو میروند. فقط دو نفر از لشکر صفیانی زنده میماند. که در ان لحظه حضرت مهدی ظهور فرموده اند. یکی از ملائکه ظاهرا جبرئیل است ضربه ای به سر ان دو میزند. به طوریکه سر ان دو برعکس میشود. یکی از انها را به طرف امام زمان(عج) میفرستد که توبه کند و دیگری رابه طرف صفیانی میفرستد که خبر دهد از عذابی که بر سرشان امد. بعد حضرت با صفیانی برخوردی میکنند و صفیانی را گرفته اعدام میکنند.ظاهرا صفیانی شکل شمایل علمایی داشته باشد چون به هر جا میرسد بالای منبر میرود. از جمله در دمشق و کوفه. حکم میکند که شیعیان خونشان مباه است. هر کسی که نمیتواند حکم بدهد. به خدا صدا میزند که یا رب این انتقام من را بگیر خون خواهی مرا بکن منو هم به جهنم ببر.در روایات امده که وقتی خانواده صفیانی به او شک میکنند صفیانی همه انها را میکشد. تا کسی نتواند او را لو بدهد. تا اینکه شرایط محیا میشود و خروج میکند.وقتی وارد کوفه شد در مسجد کوفه در روایات امده که در شهر کوفه در خیابان یک زن رقاصه را صدا میزند وبه یکی از سربازان خود دستور میدهد که در خیابان با او زنا کند. هیچکس هم هیچ چیزی نمیگوید. داخل مسجد کوفه میشود و میرود به محرابی که امیراامومنین ضربه شمشیر خوردند و شهید شدند انجا مینشیند. زنان رقاصه را به مسجد می اورند که برای او برقصند. یه زن رقاصه ای میرقصه و میاید بر روی زانوی صفیانی مینشیند. یک پیرمردی در انجا به صفیانی اعتراض میکند و سر و صدا میکند. در مسجد اشوب میشود و پیرمرد را در مسجد میکشند. وقتی پیرمرد را کشتند یک عده دیگر اعتراض میکنند. و جنگی در خود مسجد روی میدهد.صفیانی خروجش به این سادگی ها نیست و امروز و فردا خروج نمیکند بلکه قبل از خروج او یک مطلبی باید محقق بشود. و ان این است که: در غیبت نعمانی حضرت امام باقر(ع) میفرمایند: برای ولد عباس و مروانی جنگی در قرقیسا (قرقیسا شهری است نزدیک رود فرات) خواهد بود که بچه در ان پیر گردد. تا حدی که وحی شود به پرنده های اسمان و درنده های زمین که از گوشت جبارین سیر شوید. بعد از ان خارج شود صفیانی.یک روایاتیداریم که به صفیانی ربط داشته باشد که از هر نه نفر هفت نفر میمیرند. یا به تعبیر دیگر دو سوم کره زمین باید بمیرند. این دو سوم به سه مرگ کشته میشوند. مرگ سرخ و مرگ سفید و مرگ سیاه. مرگ سرخ برابر است با جنگ که در ان خون میریزد. مرگ سیاه برابر است با بیماریهایی همچون طاعون وبا است. مرگ سفید هم برابر است با قحطی.راوی به حضرت گفت که تکلیف ما دیگر روشن است اگر قرار باشد که دو سوم مرد بمیرند حتما ما رفتنی هستیم. حضرت فرمودند راضی نمیشوید که شما از یک سوم باقی مانده باشید. یعنی ما فتنه ها را طوری تنظیم کردیم که به سوی شما نیاید. لذا چون قبل از ظهور حضرت مهدی (عج) به ماه صفیانی میاید این دو سوم کشته شدن یا باید در دوره صفیانی اتفاق بیفتد یا قبل از صفیانی باشد که روایتی میگوید از جبابره کشته میشوند خدا به پرنده گان و درنده گان امر میکند که بروید و سیر بخورید از گوشت جبارین. پس ظاهرا معلوم میشود که قبل از صفیانی اتفاق می افتد.یک صلوات برای سلامتی اقا امام زمان(عج)
+ نوشته شده در جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 2:45  توسط وحید
|
شرایط قیامتیکی از احادیثی که تقریبا به طور تفصیل پیرامون اخرالزمان صحبت میکند و اخبار و علائمی را برای قبل از ظهور میگویند خبری است که نبی مکرم اسلام در حجة الوداع فرمودند. وقتی که حضرت تشریف برده بودند برای حجة الوداع در سالهای اواخر عمرشان،ابن عباس پسر عباس عموی پیامبر بود،ایشان میفرماید ما یک عده نزدیک نبی مکرم اسلام بودیم کنار خود کعبه حضرت رسول دستشان را به حلقه در کعبه گرفته بودند و بعد نزدیکترین افراد به حضرت من بودم و سلمان فارسی و بعد سخن شد از این که شرایط قیامت چه چیزهایی است؟این حدیث در کتاب یئتی الناس در بحث زمان امده است و در بحارالانوار در جلد ششم در صحفه سیصدوشش نقل شده است.یکی از نزدیک شدن قیامت ضایع کردن نماز است.و مطاعبت نمودن شهوات و میل به هوسها و هواها و بزرگ شمردن مال و تعظیم نمودن ان.و فروختن دین را به دنیا. پس ان موقع قلب مومن اب میشود مثل انکه نمک در اب حل میشود. بواسطه ان که منکرات را میبینند و قدرت تغییر ان را ندارند. سلمان گفت اینها خواهد شد یا رسول الله؟حضرت فرمودند بله قسم به انکه جانم در دست اوست.ای سلمان ان وقت پادشاهان ستمگر میشوند،وزراء قافع،عرفا ظالم،امنا خائن میشوند.ای سلمان ان وقت منکر معروف میشود و معروف منکر باشد و خائن امین باشد و امین خیانت کند و دروغگو تصدیق شود و راستگو تکذیب گردد.ای سلمان ان وقت زنها حکومت کنند و با کنیزان مشورت شود. و بچه ها برمنبر بالا روند. و درغ را شوخی پندارند. و دادن ذکات رت ضرر دانند و فیع ان را غنیمت شمارند. و مرد بر پدر و مادرش جفا کند و به رفیقش نیکی نماید. وستاره دنباله دار طلوع کند.ای سلمان زنها با شوهرانشان تجارت کنند و انوقت باران گرم ببارد. مردم محترم به خشم ایند . مرد فقیر حقیر باشد پس انوقت است که بازارها نزدیک به هم باشند،یکی میگوید نفروختم،دیگری میگوید سودی نبردم همه را مزمت کننده خدا میبینی.ای سلمان در انوقت حکومت کند بر ایشان کسانی که اگر سخن گویند بکشند ایشان را و اگر سکوت کنند مستئسل کنند ایشان را و حقشان را اختصاص به خو دهند و حرمتشان را پایمال کنند و خونشان را بریزند و دلهایشان را پر از ترس کنند نبینی ایشان را مگر ترسناک.ای سلمان در انوقت چیزی از مشرق وچیزی از مغرب بیاورند و امت مرا رنگ بکنند. ( شاید حضرت تلویزیون و کامپیوتر در نظرشان بوده است.الله اعلم.) پس وای بر ضعیفان امت من از ایشان. و وای بر ایشان از خدا. رحم نکنند بر فقیر و احترام نگذارند بر کبیر. و عفو نککند از گنهکار. خبرهایشان فهش است. جسه هایشان جسه ادمیان و دلهای ایشان دل شیاطین است.ای سلمان ان وقت مردها به مردها اکتفا کنند و زنها به زنها و فریفته پسرها شوند چنانپه فریفته دختران میشوند و مردها شبیه زنها و زنها شبیه به مردها شوند. و زنها سوار بر زین شوند و بر ان زنها لعنت خدا باد.ای سلمان ان وقت مسجد ها را زینت به طلا کنند. چنانچه معبد یهود زینت شده. قران هارا اب طلا کاری کنند. و مناره ها را طولانی سازند و صفهای نماز زیاد باشد ولی قلبهایشان بغض و کینه باشد و زبانهایشان مختلف.ای سلمان ان وقت مردان امت من انگشتر طلا بپوشند و حریر و دیباز را لباس خو گردانند و پوست پلنگ را خرید و فروش کنند و از ان لباس و جامه بپوشند. و یا برای دهل و الت لحو بخرند. ربا علنی شود و معاملات به عینه و رشوه شود. و دین را زیر پا گذارند دنیا را بالای سر. و طلاق زیاد میشود و حدی برای خدا جاری نمیشوند و به خدا هم ضرری نمیرسانند.ای سلمان در انوقت زنهای خواننده و الات لهو ظاهر میشود و حکومت بر ایشان شرار امت من میباشد.ای سلمان در انوقت حج میکنند اغنیا برای تفریح و متوسطان برای تجارت و فقرا برای ریا. گروهی هستند که قران را برای غیر خدا یاد بگیرند و ان را مذامیر و الت قنا بگیرند. و گروهی برای غیر خدا علم فقه یاد بگیرند. و اولاد زنا زیاد باشد و قران را به قنا بخوانند و به دنیا مباحات کنند.ای سلمان در انوقت هتک حرمت ها شود و گناهان را کسب کنند اشرار مسلط بر اخیار شوند و دروغ فاش شود ولجاجت ظاهر گردد و در لباس با هم مباحات کنند. و باران در غیر وقتش ببارد. و دهل و الت لهو را نیکو دانند. و امر به معروف و نهی از منکر را انکار کنند. طوری بشود که مومن در ان زمان ذلیل تر باشد از کنیز. و ظاهر بشود بین قرا و عبادت کنندگان ملامت. و ایشان در ملکوت اسمانها ارجاس و انجاس هستند.(یعنی پلید و نجس).ای سلمان در انوقت غنی نترسد از فقر تا به جایی رسد که سائل از این جمعه تا جمعه دیگر سوال کند و کسی چیزی به او ندهد.ای سلمان در ان وقت روویبزه تکلم کند. سلمان فارسی گفت روویبزه چیست؟ حضرت فرمود سخن گوید در امور عامه مردم کسی که سخنگو نبوده. ادمها ی سفیه و نادان سخنگوی مردم میشوند. پس طولی نکشد زمین مثل گاوی صدا کند و همه خیال کند که صدا نزد ایشان بوده مردم انقدر مکث کنند انقدر که خدا خواهد. پس از ان زمین طلا و نقره های خود را بیرون افکند مثل این ستون ها و اشاره کردند به ستونهای مسجد. ولی ان روز نفعی نداشته باشد و معنای ایه شریفه که فرمود فقد جاء اشراتها این است.یک صلوات برای سلامتی اقا امام زمان(عج)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 5:38  توسط وحید
|
شمایل امام زمان(عج)یکی از مطالبی که پیرامون حضرت مهدی بیان شده است احادیثی است که پیرامون شمایل حضرت و رنگ رخسار ایشان است. که در حدیثی وجود دارد که در هنگام ظهور به شکل یک جوان چهل ساله میباشند. از لحاظ جسمی شمایل حضرت به این گونه است:نسبت به قد حضرت در روایت میفرمایند که قد حضرت مثل یک شاخه درختی است،درخت بید مشک یا صافه ریحان نه دراز بی اندازه و نه کوتاه به زمین چسبیده قدی متوسط القامه ای دارند. در یک روایت دیگری وجود دارد که هیکل امام زمان(عج) شبیه مردان بنی اسرائیل است. در یک روایت دیگر که از امام باقر(ع)نقل شده میفرمایند که سر حضرت گرد است. و در سرشان یک بیماری به نام حزاز دارند. در مورد موهای حضرت گفته شده که حضرت در سرشان فرق دارند. دو طرف گیسوانشان مثل یک الف میماند بین دو تا واو. البته حضرت مهدی(عج) امامه به سر دارند. اگر امامه را برداشتند میتوان دید.صورت مبارک حضرت طبق روایات حالت سرخی دارد. یک سفیدی مثل ماه میدرخشد ولی یک سرخی در صورتشان پیدا است. چهره ای گندم گون دارند که زردی در ان به خاطر شب زنده داری نمایان است. مثل نور صورت حضرت میدرخشد و بقدری نورانی است که بر سیاهی موهای سر و ریشهایشان غلبه دارد. یک خالی در روی صورتشان وجود دارد. که مثل ماه میدرخشد. پیشانی حضرت گشاده و بلند است. ابروهای حضرت گشاده هستند. ابروی کشیده و طولانی مثل دو قوس که نزدیک به هم است ولی پیوسته نیست. ابروهایشان باریک و از هم جدا هستند. چشمان حضرت سرمه ای است و حضرت چشمانی فراق و درشت دارند و یک گودی و فرو رفتدگی در چشمشان نمایان است که احتمال از نماز شب و شب زنده داری ایشان است. بینی حضرت کشیده و بالا بلند و برامدگی مختصری در روی دماغشان است. و سوراخ بینی حضرت کوچک است.پشت حضرت دو خالی است که یکی به رنگ پوست بدن و دیگری به رنگ خال پیغمبر. بر کف دست راست حضرت یک خالی وجود دارد.در یک روایت دیگری امده که زبان حضرت یک ثقل و سنگینی است. خیلی روان حرف نمیزنند. دندانهای جلوی حضرت براق و سفید است. و بیخ دندانها گشاده است. یعنی بین دندانهای حضرت فاصله افتاده است. مثل خود پیامبر.در لطافت و رنگ چون گل بابونه و ارغوانی که شبنم بر ان نشسته و شدت سرخی اش را هوا شکسته.حضرت علی(ع) میفرمایند حضرت مهدی(عج) ریش انبوهی دارند.موی سرش نیکو و اویزان بر شانه مبارک میباشد. نور صورتش غلبه دارد بر سیاهی ریش و و سرش. موی پیشانی او اندک است.در کتفش علامتی است که در پیغمبر بود.امام باقر(ع) میفرمایند سر دو شانه حضرت نرم است.حکیمه خاتون میفرمایند بر بازوی راستش نوشته شده جاء الحق و باطل ان باطل کان زهوقا.شکم حضرت بزرگ است. ران حضرت پهن و بزگ است و ساقهای باریکی دارند.در مورد هیبت حضرت میفرمایند هیبت نیک و خوشی دارد هیچ چشمی هیبتی به ان اعتدال و تناسب ندیده است. پیامبر اسلام یک نمکی در چهره ایشان وجود داشت که امام زمان(عج) هم از این نمکی بودن چهره برخوردارند.و وقتی چهره حضرت را میبینند ان نورانی بودن و نمکی بودن چهره ایشان به خودش به شدت جذب میکند.یک صلوات برای سلامتی اقا امام زمان(عج)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 5:38  توسط وحید
|
شهرهای مهم اخرالزماندر بیان احوالات و اخباری که پیرامون ظهور حضرت مهدی(عج) بیان شده بود مطالبی را عرض کرده ایم. در این چا میپردازیم به مکانهایی که در اخرالزمان یک عنایت خاصی به انها وجود دارد. یا در اوایل ظهور یعنی مکه مدینه کوفه وقم از این چهار بلده مطالبی عرض خواهیم کرد.با توجه به این که فتنه تمام شهرها در میگیرد بلاخره خدا باید برای شیعیان و خلصین و اون افراد پاکش قرار بده که اینها بتوانند در ان محل ها دین خودشان را حفظ کنند.در رابطه با مکه از مفضل یک روایتی است از امام صادق(ع) که در بحار این حدیث نقل شده است. والله ای مفضل مثل این که نظر میکنم به سوی او که داخل مکه میشود ابای رسول خدا و امامه زردش را بر سر و نعلنش بر پا و به دستش عصایی دارد. و چند عدد بز لاغر پیش دارد تا نزدیک خانه خدا میشود. واحدی در انجا نباشد که او را بشناسد. ظاهر میشود تنها و نزد خانه میرود تنها و داخل کعبه میشود تنها و شب میکند تنها پس وقتی چشم ها به خواب رفت و شب را تاریکی فرا گرفت جبرائیل و میکائیل و ملائکه صف به صف به او نازل میشوند پس جبرئیل به حضرت عرض میکند ای اقای من قول شما مقبول و امر شما جایز است پس دست به صورت کشیده و خدارا سپاس گوید و شکر کند. پس بین رکن و مقام بایستد ناله سختی کند پس بفرماید ای گروه نقبا و ای خواص من و کسانی که خداوند برای نصرت من قبل از ظهورم ایشان را ذخیره کرده بود.(اشاره با ان سیصدو سیزده نفر) از روی رضا و رغبت به سوی من ایید پس صدای حضرت به ایشان برسد در حالی که بعضی ایشان در محراب عبادت و بعضی دیگر در رخت خواب خود بوده باشند ودر مغرب و مشرق . پس همه بشنوند و در یک چشم به هم زدن به سوی حضرت ایند. و بین رکن و مقام جلوی حضرت اماده باشند.در بحار یک حدیثی وجود دارد که مفضل عرض کرد که اقا ایا قائم در مکه اقامت میکند؟ فرمودند نه بلکه نائب خود را که از اهل بیتش است در انجا نصب میکند.جون حضرت از مکه بیرون شود اهل مکه نائب را میکشند. حضرت به سوی ایشان برگردد. و به صورت سرشکسته و خار به سوی حضرت بیایند و گریه و زاری نمایند میگویند ای مهدی ال محمد توبه کردیم . پس حضرت ایشان را موعظه کرده و بترساند و دیگری را از خودشان خلیفه کند. و از مکه بیرون برود باز اهل مکه هجوم اورند و ان خلیفه را هم بکشند. سپس حضرت افراد خود را از نقبا و جن به سوی ایشان برگرداند وبشری از ایشان را باقی نکذارند. مگر مومنین را. پس لشکر حضرت به سوی ایشان برگردد به خدا قسم از صد نفر یکی سالم نماند. نه به خدا بلکه از هر هزار یکی باقی نماند.شهر مدینه:شهر مدینه مدینة رسول توصیفات بسیاری دارد و از محلهای بسار مهم است. دو مکان در دنیا بهترین مکان است یکی بین رکن و مفام در مکه و دیگری محراب و منبر پیغمبر در مدینه.در اخرالزمان روایت است که مردم مدینه از شهر خارج میشوند و میروند به شهرهای دیگری و در انجا رزق و روزی پیدا میکنند. و اسایش و امنیت پیدا میکنند. و بعد پیغام میدهند به دوستانشان در مدینه که شما هم به اینجا بیایید. اما ای کاش اینها در شهر مدینه میماندند اینها نمیدانند که مدینه چقدر از شهرهای دیگر به صلاحشان است.یک صلوات برای سلامتی اقا امام زمان(عج)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 5:36  توسط وحید
|
سید حسنی یا خراسانی کیست یکی از کسانی که قبل ظهور حضرت مهدی(عج) خروج میکند سید حسنی است. در بعضی روایات به خراسانی تعبیر شده است. بعضی ها میگویند که این سید حسینی چون در ان زمان حسن و حسین را به یک جور مینوشتند این طور خوانده میشود. ولی ما به این کاری نداریم فقط باید بدانیم که یک سیدی از اولاد امام حسن یا امام حسین خروج میکند. سید حسنی از کجا خروج میکند؟ سید حسنی از شرق خروج میکند و به خراسان ایران میاید و عده ای را جمع میکند. بعد از طالقان عده ای او را حمایت میکنند. طبق شرایط موجود طالقان که گفته شد همان طالقان ایران است نه طالقان افغانستان. که حضرت میفرمایند گنجهای طالقان بعد میفرمایند به خدا قسم گنجهای طالقان طلا ونقره نیستند بلکه مردانی هستند که قلبهایی مثل پاره اهن دارند ود خانه ها مانده اند و صبر کردند تا وقتی که سید حسنی قیام میکند کسی نمیتواند جلوی انها را بگیرد. سید حسنی یک حرکت جنگی در نیشابور انجام میدهند و بعد به اصفهان میروند. در روایات نیامده که در اصفهان چه کاری میکنند. بعضی از علما میگویند که از اصفهان نیرو جمع میکند. از اصفهان به طرف قم حرکت میکند. در قم جنگی بین سید حسنی و اهل قم اتفاق می افتد که چهار هزار نفر از قومی ها کشته میشوند. بیست روز در انجا میمانند بیست نفر را میکشد دو نفر را اعدام میکند و بعد از شهر قم خارج میشود. در روایات امده که اهل قم به اردهال فرار میکنند. سید حسنی با سید یمانی و صفیانی در یک سال یک ماه ودر یک روز خروج میکنند. سید یمنی از یمن خروج میکند. و در حدود هفتاد یا هشتاد نفر با خود نیرو دارد. ونیز همه انها کشته میشوند. بعد به سید خراسانی ملحق میشود. و با لشکر صفیانی جنگ میکنند. و ان لشکر صفیانی را سید خراسانی تار و مار میکند. در روایات داریم که با هدایت ترین افراد لشکر یمانی است. یعنی لشکر خراسانی یک درجه از لشکر یمانی ضعیفتر است. سید حسنی هم طبق روایات شخصیتی ممتاز دارد. که علائمی ظاهری برای او در روایات امده که یه این قرار است: کف دست راستش خال سیاهی است. در روایت دیگر امده که در انتهای شانه چپش خال سیاهی دارد. در بعضی روایات امده که سید حسنی شخص گمنامی است. در بعضی روایات امده که جوانی است. این علائم در سید حسنی وجود دارد. این سوال در ذهن بسیاری از مردم شکل گرفته که ایا مقام معظم رهبری حضرت ایت الله خامنه ای همان سید حسنی است؟ جواب این سوال را خدا میداند. ولی به روایتی که گفتیم شخص گمنامی است. و لیکن خروج سید حسنی مشخص است. یعنی وقتی خروج میکند پیدا است . گنج های طالقان یک عده افراد مشخصی هستند وقتی قیام میکنند و به سوی سید حسنی میروند پیدا است. از این علامت میتوانیم سید حسنی را تشخیص بدهیم. و روایت داریم که اگر در برف هم راه بروید حتی اگر سینه خیز هم بروید بروید و ملحق بشوید به لشکر سید حسنی که میرسید به ما. مفضل نقل میکند در بحار این حدیث امده. سید حسنی خروج میکند وان جوان خوش رویی است از طرف دیلم(در قدیم به قزوین دیلم میگفتند) پس با صدای فصیح صدا میکند ای ال احمد اجابت کنید ملحوف را یعنی به داد ستم دیده گان برسید. پس اجابتش کنند گنجهای خدا در طالقان و چه گنجهایی از نقره و طلا نیستند بلکه مردانی هستند مثل پاره های اهن که بر اسب های سفید که سیاهی هم دارند سوار هستند. حالا واقعا بر اسب سوار میشوند یا چیز دیگری سوار میشوند؟الله اعلم و حربه ها به دست گرفته ستم کاران را همی کشند تا به کوفه رسند. و اکثر زمین را صاف کرده و کوفه را برای او پناه گاه قرار دهند ناگاه خبر مهدی و اصحاب حضرت مهدی به ایشان برسد. اصحابش به او بگویند ای پسر پیغمبر این کیست که به زمین امده حسنی میگوید ما را ببرید به سوی او ببینیم کیست. و چه میخواهد. حضرت صادق(ع) میفرمایند:به خدا قسم سید حسنی میداند که او مهدی است و میشناسد او را فقط میخواهد او را به اصحابش معرفی کنند. پس سید حسنی برود به سوی مهدی و بگوید اگر تو مهدی ال محمد هستی پس کو عصای جدت رسول خدا و انگشتر و لباس و زره که فاضل نام دارد عمامه که صحاف به ان میگفتند و اسب که یربوع میگفتند. همه ادوات حضرت مهدی(عج) اسم دارند. وشتر که ازباع میگفتند و قاطری که دل دل نام داشت و الاغی که یئفور نام داشت و قران امیرالمومنین را از او می خواهد. حضرت هم یکی یکی همه انها را نشان میدهند. سید حسنی عصا را گرفته و بر زمین میزند. چرا ؟ چون میخواهد به لشکریان خود نسان بدهد که این امام زمان(عج) معزجه هم دارد. عصا را گرفته وان را در سنگ سخت قرض کند و بکارد و ان سبز شده برگ اورد. و حسنی اراده نداشته باشد مگر ان که به اصحابش بفهماند فضل مهدی را تا با او بیعت کنند. پس حسنی بگود الله اکبر ای پسر رسول خدا دستت را بده تا با تو بیعت کنم. امام نیز دستشان را دراز میکنند و با سید حسنی بیعت میکنند. و سایر لشکریانش بیعت کنند. مگر چهل هزار زیدی. زیدی ها چه کسانی هستند؟ ما یک فرقه ایداریم به نام زیدیه. زید پسر امام سجاد(ع) بود. خود زید هم در ان زمان یک قیامی کرد البته قیامش موفق نبود وخلفای عباسی سه سال جنازش را به دار زدند. که تار عنکبوت ها دور عورت وی را پوشاندند تا نامحرم نبیند. بعد یک فرقه ای درست شدند به نام زیدیه. شعار زیدیه این است که هر شخصی از اولاد حضرت زهرا(ص) از امام حسن باشد یا امام حسین که با شمشیر قیام کند و عالم باشد او امام است. لذا روایاتی داریم حضرت میفرمایند پلاس خانه هایتان باشید. بعد یکی گفت پس اسلام چه میشود؟ حضرت فرمودند خدا زیدیه را پیش مرگ شما قرار داده است. پس زیدیه امام زمان(عج) را قبول نمیکنند. همه انها هم بر گردنشان قران است. امام میفرماید سه روز به شما فرصت میدهم حجت را تمام کنید برای اینها. سه روز لشکر سید حسنی با این چهل هزار نفر صحبت میکنند. ولی انها قبول نمیکنند. وقتی سه روز گذشت و انها امام را قبول نکردند حضرت دستور میفرماین که تمام انها را بکشید. همه انها را میکشند. بعضی ها قرانهایی که بر گردن انها بود میخواهند باز بکنند حضرت میفرمایند باز نکنید بگذارید با قرانهایشان درروز قیامت وارد محشر بشوند. تا حسرتشان بیشتر بشود. در بحار جلد شصت این روایت وجود دارد: از امیرالمومنین خروج کند حسنی صاحب طبرستان با جمع کثیری از لشکریانش سواره و پیاده و بروند به نیشابور تا فتح کنند و دروازه های ان را تقسیم کنند پس بروند اصفهان سپس بروند قم وبین او واهل قم جنگ بزرگی واقع شود و مردم بسیاری در ان کشته شوند پس اهل قم شکست خورده و فرار کنند. پس حسنی اموال ایشان را غارت کرده و فرزندانشان را اسیر کند و خانه هایشان را خراب کنند پس اهل قم پناهنده شوند به کوهی که ورارهال گویند. پس حسنی چهل روز در ان بلده اقامت کند بیست نفر را بکشد و دو نفر به دار اویزد پس کوچ کند. و مشخص نیست که ان بیست نفر کیست یا ان دو نفر.الله اعلم و ان روایتی که گفتیم سید حسنی از طرف شرق میاید. این لشک حسنی یک علامتی هم دارند که پرچمهای سیاه کوچکی در دستشان است. بعضی روایات داریم که پرچمهای سیاه از طرف چین از ناحیه خطن باشند و شعیب ابن صالح خواهد امد. سید حسنی یک فرمانده لشکری دارد که پرچم دار لشکر حضرت مهدی(عج) هم هست. اون شخص اسمش شعیب ابن صالح است. نقل شده است که شعیب ابن صالح مردی کوسج است. محل تولد این مرد طالقان است. قبل از خروج حضرت حجت خروج شعیب ابن صالح است از سمرقند. محمد حنفیه نقل میکند که پرچم های سیاه برای بنی عباس پس ان خارج میشود از خراسان. در این روایت امده که پرچم سیاه مال بنی عباس است. پس هم پرچم سید حسنی و هم بنی عباس دارای یک رنگ هستند. پس باید خیلی مواظب باشیم. هر کسی شعار داد یا حسین یا حسین نباید برویم زیر بیرقش. پس باید در ان زمان توسل پیدا کنیم به عالم ترین علما. ببینیم انها چه کار میکنند. در یک روایتی داریم که در زمان بنی اسرائیل شخصی یک جلسه بسیار مهمی داشت به سگی که داشت گفت که امشب سر و صدا نکن من میهمان دارم. ظاهرا این شخص از اولیا الله بود. سگ هم قبول کرد گفت چشم من این شب میخوابم. سگ خوابید و ایشان جلسه را برگذار کرد ولی دید سر و صدا میاید. امد به سگ نگاه کرد دید که سگ خواب هست. اما صدای سگ میاید. وی ترسید. فردا پیش پیغمبر حاضر شد پیغمبر زمان خودش. گفت اقا دیشب اتفاق عجیبی در خانه من افتاد. و داستان را به حضرت گفت. حضرت خندید و گفت این مثال مردمان اخرالزمان هسند. این صدا مال توله سگهایی بود که در شکم سگ بود. خود سگ اروم بود ولی توله هایی که در رحم سگ بود فریاد میکشیدند. حضرت فرمودند زمان اخرالزمان این طور میشود که علما ساکت هستند مردم فریاد میزنند. یعنی مردم از علما مقدم میروند. فرمود پرچم های سیاه ولباس های سفید بر تن دارند. بر مقدمه ایشان مردی است به نام شعیب ابن صالح یا صالح ابن شعیب از طایفه تمیم است لشکر صفیانی را شکست دهد تا این که فرود میاید در بیت المقدس و اماده میکند برای حضرت مهدی سلطنتش را و کشیده میشود به سوی او سیصد نفر اهل شام فاصله بین خروج او وتسلیم امر به مهدی هفتاد و دو ماه است. در یک روایت دیگری هم وجود دارد که پرچم دار حضرت مهدی(عج) شعیب ابن صالح است. حضرت امام باقر(ع) فرمودند خروج کند جوانی از بنی هاشم که در دست راستش خالی است و پرچم های سیاه از خراسان بیاید جلوی ایشان شعیب ابن صالح است که با اصحاب صفیانی مجنگد وایشان را شکست میدهد. در یک روایت دیکری خارج میشود پرچم های سیاه که با صفیانی جنگ میکند وایشان جوانی است از بنی هاشم در کتف چپش خالی است. علم دارش مردی است از طایفه بنی تمیم که او را شعیب ابن صالح گویند. در امام المهدی جلد یک ص 56 از ابی زید نقل میکند که پرچم های ساه از طرف چین ناحیه ای که ان را خطن گویند خواهد بود در انجا طائفه ای از اولاد فاطمه از پشت حسین ابن علی میباشد در مقدمه لشکرش مردی است کوسج از تمیم که او را شعیب ابن صالح گویند. مولدش طالقان است. حضرت امام باقر(ع) فرمودند ناچار باید بنی عباس پادشاهی کند پس چون مالک شوند پس فی مابین اینها احتلاف افتد پس متفرق شوند و امرشان پراکنده شود پس خراسانی و صفیانی خروج کنند این از مشرق و او از مغرب پس با هم به کوفه رسند و احدی از ایشان را باقی نگذارد لشکر سید حسنی احدی از لشکر صفیانی را. پس فرمود خروج صفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال یک ماه و یک روز اتفاق میافتد. یک صلوات برای سلامتی اقا امام زمان(عج)
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 4:1  توسط وحید
|
زنها در اخرالزماندر بحث پیرامون ظهور علائمی که قبل از ظهور پیدا میشود یک اشارهای به بعضی از مطالبی که مربوط به زنها میشود در اخرالزمان میشود خدمت شما عرض میکنیم.در اخرالزمان یک علائم عمومی است که باید درباره ان یک بحثی بکنیم و یک علائمی مربوط به یک افراد خاص. مثلا در رابطه با دجال گفتیم که یک عده از کسانی که همراه میشوند با ندای دجال و هیاهو راه میاندازند و سر و صدا میکنند و موجب جذب دیگران به سوی دجال میشوند زنها هستند. که این از علائم خاص دجال در اخرالزمان است. یا به صفیانی در بغداد نسبت به زنان پرده دری هایی میکند در بغداد چندین هزار دختر بکارتشان ازبین میرود و حریم هایی شکسته میشود. این هم مربوط به زنانی که صفیانی عمل میکند. یا یک حدیثی داریم که حصرت میفرمایند من میبینم زنهای قریش را یعنی زنهای سادات که این زنهای قریش را در بصره پشت سر هم ردیف کرده اند و گیسوهای انها را به درخت خرما بسته اند و ایشان به وا ویلا و گریه بلند کرده اند و اطراف را اسیر کرده اند وای بر اهل ان زمان چه میگذرد بر ایشان از ترس و زلزله و فریاد کشیدن خصوصا کسانی که مال ظاهری دارند و خوشا به حال کسانی که راضی هستند به خودشان و ایالشان و شناخته نشود که صاحب طلا و نقره هستند. یکی هم در مدینه صفیانی به بار میاورد که واقعه حره در مقابل ان مثل یک تازیانه زدن به حیوان میماند. حالا انجا هم نسبت به زنان به خصوص زنان بنی هاشم تعدی و تجاوزاتی میشود. در عراق هم از این تعدی ها زیاد میشود که حضرت فرمودند خدا رحمت کند کسی را که از بنی هاشم یعنی سادات پناه بدهد که اینها ناموس من هستند. حالا اینکه دختران دیگر ناموس پیامبر نیستند اشتباه است. ظاهرا در ان زمان صفیانی فقط با سادات کار دارد به خاطر همین پیامبر این سخن را گفته اند.اما یک علائمی را به عنوان علائم عمومی گفته اند.یکی این است که زنها شبیه به مردها میشوند و مردها شبیه به زنان. این الان در جامعه ما شده است حالا در کشور های دیگر اتفاق افتاده که هیچ یک چیزی هم اون ورتر رفته اند. بعضی از تفاسیر در تشبه زنان به مردان و مردان به زنان این است که این نشبه در حد ظاهری نیست بلکه این یکی از جلوه های تشبه زنان و مردان به یکدیگر است. یکی از جلوه ها این است که زنان طبیعت و اخلاق مردانه پیدا میکنند و مردان طبیعت و اخلاق زنانه پیدا میکنند.چرا این تشبه رخ داده است؟ نبی مکرم اسلام به حضرت علی(ع) یک سفارشاتی درباره ازدواج میکنند. که یا علی بعد ازدواج با همسرت در چند حالت با همسرت مجامعت مکن.من یک مورد که مربوط به بحث میشود عرض میکنم.یا علی مواظب باش به شهوت زن دیگری با همسرت مجاعمت نکن. اگر این کار را کردی بچه تو مخنص میشود. یعنی طبیعت خنثی پیدا میکند به طوری که اگر بچه دختر بود میل به طبیعت مردانه دارد و اگر بچه پسر بود میل به طبیعت زنانه دارد.حالا یه سری به جامعه میزنیم. بی حجابی و بد حجابی و ارتباط زن و مرد نامحرم در جامعه عواملی هستند که موجب میشود یک زن یا مرد نمیتواند در هنگام مجامعت با همسر خود فکری خالص داشته باشد. اگر هم این طور شد بچه ای که از اینها متولد شد طبیعت خنثی پیدا میکند.باز سوال پیش میاید که ایا تمام این افرادی که طبیعت خنثی دارند مشکل از والدین انها است؟ جواب این سوال خیر است. وقتی یک بیماری و میکروبی در جامعه به وجود امد بعضی ها مستقیم الوده میشوند و بعضی ها هم غیر مستقیم الوده میشوند.حضرت علی (ع) در نهج البلاغه نامه ای که به حضرت امام حسن(ع) مینوسند میفرمایند که اگر میتوانی نگذار هیچ مرد نامحرمی زن تو را ببیند و همچنین زنت مرد نامحرمی را ببیند.یکی دیگر از علائم این است که زنان در تجارت با مردان شریک میشوند. این موضوع به مردان ربط پیدا میکند که در اخرالزمان به دلیل کثرت موسقی غیرت خود را از دست میدهند. غذاهای حرام رزق های ناپاک یک مردانی به بار میاورد که هویت خود را از دست میدهند. حضرت علی(ع) به مردم عراق نامه میفرستند که ای مردان عراق من شنیده ام که زنان شما در خیابان ها برخورد دارند با مردها مواجه میشوند شما حیا نمیکنید غیرت ندارید. مشکلی که الان در جامعه ما وجود دارد این است که به زنها میگوییم حجاب را رعایت کنید اگر یک بار به مردها بیغیرت گفته شود بی حجابی به شدت کاهش پیدا میکند. زن وقتی میبیند که مرد خود در مقابل بی حجابی او چیزی نمیگوید هیچ وقت به حرف دیگران گوش نمیکند.در کافی جلد پنجم ص 337 حضرت علی (ع) میفرمایند خلق شده اند مردها از زمین و همت ایشان در زمین است و خلق شده اند زنها از مردها و همت ایشان در مردان است. حبس کنید و نگهداری کنید زنهای خود را ای گروه مردان.یک صلوات برای سلامتی اقا امام زمان(عج)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 3:41  توسط وحید
|
رجعت در باب علایم ظهور یک اخباری را بعد از ظهور حضرت مهدی)عج( خدمت شما عرض میکردیم که نسبت به خود روز ظهور هم در روایات اختلاف وجود دارد. بعضی ها گفته اند جمعه بعضی ها شنبه و روز عاشورا و روز نوروز. این ها طبق روایاتی هستند که در کتابها امده است. حال که در چه روزی واقع خواهد شد خدا میداند وبس. ولی در روایات امده که امر ظهوردر یک شب مهیا میشود. البته نباید در امر ظهور تعجیل کرد روایتی هم داریم که میفرمایند: خدا با عجله شما بندگان عجله نمیکند. اگر شما عجله کردید هلاک خواهید شد. منتظر فرج باشید ولی عجله در امر نکنید. یک حدیث های غربال هم گفته شده که باید ان چه که محقق بشود باید محقق بشود که اصلیترین ان خارج شدن مومنین از صلب کفار و کفار خارج شدن از صلب مومنین است. در یک حدیث دیگری امده که وقتی حضرت ظهور کردند و به کوفه تشریف بردند بیست و هفت نفر مرد که پانزده نفرشان از قوم موسی هستند که به حق هدایت میکردند و هفت نفر اهل کهف هستند ویوش ابن نون سلمان و ابا دجانه انصاری و مقداد و مالک اشتر که جلوی حضرت یاور و حاکم خواهند بود. اینجا سوال پیش میاید که این اشخاص که نام برده شد مگر از دنیا نرفته اند؟دو نوع رجعت انجام میشود و از مسلمات دین شیعه است که بعد از ظهور حضرت یک چیزی به نام رجعت اتفاق می افتد. یکی را به این معنا میگویند که مومنینی که از دنیا رفته اند زنده میشوند که طبق روایات خبر میدهند به مومنین در عالم برزخ که مهدی صاحب زمانی که منتظرش بودید ظهور کرده است هر کسی میخواهد برود برود. و هر کسی افتخار داشته باشند از خاک سر در میاورند و زنده میشوند و میایند در رکاب حضرت مهدی به وظیفه خود عمل میکنند. و بسیاری از نیروهای حضرت را همان کسانی هستند که رجعت میکنند.شبهاتی در باره رجعت در بین افراد وجود دارد. ما هم به دلیل ثابت کردن این موضوع به قران مجید رجوع میکنیم. در قران بعد از ایه ایت الکرسی ایه ای اوردند که معنی ان به این قرار است:دراین ایه داستان حضرت اوزیل را میفرمایند. این پیامبر خدا از یک قرییه ای رد میشد این قریه را خدا عذاب کرده بود. صدا زد خدایا تو چگونه اینها را دوباره زنده میکنی؟ بعد خداوند صد سال این پیامبر را میراند. که یک الاغ هم داشت ان الاغ هم مرد. با اصحاب کهف اشتباه نگیرید چون اصحاب کهف نمرده بودند ولی ایشان مرده است. بعد از صد سال خدا او را زنده کرد گفت نگاه کن این الاغ تو است اول از او پرسیدند که چقر این جا بوده ای او در پاسخ گفته که چند ساعتی اینجا خوابم برده است. بعد به غذا و ظرف ابی که همراهش بود نگاه کرد دید که همه سالم هستند. بعد صد سال از بین نرفته ولی الاغش پوسیده شده است. فرمودند اگر شک داری که دوباره زنده میکنیم انسانها را حالا به الاغ خود نگاه کن و ببین که چگونه زنده خواهد شد. و خدا زنده کرد الاغ او را.یک معنای دیگر رجعت این است که :بعد از این که حضرت مهدی از دنیا رفتند یا شهید شدند بعد یکی یکی امام ها رجعت میکنند و دوباره حکومت میکنند این هم معنای دیگر برای رجعت بود.حالا بحث های بسیار دقیقی است که ما مرگ داریم ویک موت داریم و یک قتل داریم بین قتل و موت فرق میگذارند احادیثی داریم که کسی که کشته میشود نمرده و مومنی که کشته میشود یک بار دیگر زنده میشود تا به مرگ طبیعی بمیرند و اگر مومنی با مرگ طبیعی ازدنیا رفت دوباره زنده میشود تا کشته شود. چون هر مومنی یک بار باید کشته بشود و یک بار هم باید بمیرد. قران هم بین این دو فرق میگذارد. این هم به این دلیل است که عدالت خداوند نباید زیر سوال برود. حتی روایات در باره حضرت مهدی مختلف هستند بعضی ها میگویند که حضرت مهدی به مرگ طبیعی از دنیا میرود و بعضی ها هم میگویند که حضرت توسط زنی کشته میشود. احتمال دارد که هر دو روایت درست باشد یعنی حضرت مهدی یک مرتبه کشته میشوند و دروباره زنده میشوند و به مرگ طبیعی از دنیا میروند.لذا بعد از این که حضرت تشریف می اورند ملائکه بسیاری هبوت میکنند حتی در روایات امده که ان دسته از ملائکی که در جنگ بدر به کمک پیامبر امدند دیگر به اسمان نرفتند گفتند که در زمین میمانیم تا زمانی که حضرت مهدی قیام کرد رکاب حضرت مهدی باشم. تا پنج هزار ملائکه گفته شده است که در رکاب حضرت میجنگند. و حدیث هم داریم که به حضرت امام صادق گفتند که شما مهدی هستید ایشان فرمودنذ نه مهدی این امت کسی است که کسانی سریازش هستند که غذا نمیخورند اب نمیاشمند. گفتند اینه کیستند؟ حضرت فرمودند ملائکه ها. درجنگ بدر ملائکه میامدند و شمشیر میزدند علامت ان هم این بود در کتابهای تاریخی موجود است. کسانی که ملائکه به انها ضربه زده بودند بدنشان پاره میشد ولی خون نمیامد و انهایی که مسلمان ها به انها شمشیر میزدند هم پاره میشد و هم خون میامد. و جالب اینجا است بسیاری افرادی که میامدند ضربه میزدند میگفتند که دستت چرا این طور شده؟ در پاسخ میگفتند یکی بود با لباس سفید که شکل حضرت علی بود امد زد به دستم. اون یکی هم میگفت بله دست من را هم علی برید و سربازان زیادی این جمله را میگفتند. حالا نگو ملائکه به شکل وشمایل حضرت علی در جنگ حاضر شده بودند.لذا حضرت مهدی یکی از چیزهایی که بعد از ظهور اتفاق می افتد این است که نصرت میشوند کمک میشوند به وسیله ملائکه که ملائکه کمک میکنند در پیشرفت پیروزی های حضرت مهدی)ع(.یک صلاوات برای سلامتی اقا امام زمان )عج(
+ نوشته شده در شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 0:20  توسط وحید
|
دجال کیست در روایات امده است که دجال شخصی است که هیکل بسیار بزرگی دارد و ویک چشمش ممسوح است و چشم دیگرش مایل به پیشانیش است. حالا اون چشمی که ممسوح است یا چشمی که به طرف پیشانیش است یک چیزی مثل یک دانه مروارید در چشم او میدرخشد.در پیشانیش نوشته شده "ان هو الکافر یقراو کل مومن و الکافر" که هر مسلمان و کافری میتواند ان را بخواند. که این شخص کافر است و خدا را قبول ندارد. موهای پشت سرش راه راه است. یک مرکبی دارد که امده الاغی سفید است که این هم عجایب و غرایبی دارد. بین گام هایش یک میل فاصله است. یا خودش که در زمین راه میرود به اندازه یک چشم که کار میکند.طبق روایات که علامه مجلسی در بهار هم این را اورده در زمان خود پیامبر اکرم به دنیا امده یعنی تولدش در اخرالزمان نیست در زمان پیامبر اکرم به دنیا امده. حتی در یک سفری پیامبر با او برخوردی کردند و او را دیده اند. و او را شناختند که این خود دجال است. و بعد خلیفه دوم در پشت حضرت بودند. حضرت به دجل گفت که من پیامبر اخرالزمان هستم به من ایمان بیار. دجال شروع کرد به ناسزا گفتن به پیامبر. عمر خلیفه دوم شمیشر را کشید گفت اقا بگذارید تا من حسابش را برسم حضرت فرمودند نه من میخواستم او را دعوت به دین کنم ولی قبول نکردند. نقل شده است که ادم عجیبی بوده است همان موقع که بدنیا امده بعضی موقع در خانه باد میکرده است به حدی که ان اطاقی که در ان نشسته بود پر میشد. و الان هم در یک جزیره ای حبس است طبق برنامه خدا. و در حال تکمیل سحر خود است. و وقتی مقتضی و مقدمات جامعه را برای خروج امده ببیند خروج میکند. و شروع به دعوت کردن مردم به دین خودش با سحر کامل و در زمان قحطی شدید خارج میشود. که در روایات امده خداوند سه سال مردم را به قحطی شدید مبتلا میکند. در سال اول به اسمان امر میکند که یک سوم از برکات خود را قطع کن سال دوم امر میکند که دو سوم برکات را قطع کن و سال سوم امر میکند که دیگر هیچ برکتی به مردم نازل نکن. وهمچنین به زمین امر میکند که در سال اول یک سوم مانع از روییدن گیاهانت رابده و در سال دوم دو سوم و در سال سوم زمین هم هیچ گیاهی به مردم نمیدهد. طبق بعضی روایات تمام چهارپایان هر صاحب سمی میمیرد. و بعد مردم در این قحطی شدید ترسان و حراسان دجال مقتضی و شرایط را محیا میبیند و خروج میکند.حالا از کجا خروج میکند؟جاهای مختلفی را برای خروج دجال امده ولی ان محل که از همه بیشتر نقل شده از یک چاهی در یک شهری به نام یهودیه ویک محله ای به نام یهودیه در اصفهان خروج میکند. که ان محله در اصفهان به جو واره مشهور است. نزدیک میدان قیام یا سبزه میدان اصفهان واقع است. و ناگفته نماند که در زمان ساسانیان کل شهر اصفهان را یهودیه مینامیده اند. در بعضی روایات دیگر هم امده مه از خراسان خروج میکند یا از مشرق خروج میکند. شاید هم بیش از یک خروج میکند. به هر حا وقتی خروج کرد به مردم اعلام میکند که من بهشت و جهنم دارم از من تبعیت کنید من خدای شما هستم من کسی هستم که شما را خلق کرده ام من کسی هستم که شما را روزی میدهم شما باید از من اطاعت کنید و من را بپرستید. با سحر عجیبی که به جامعه اعمال میکند بسیاری از مردم فریب میخورند. که در روایات امده وای از فتنه دجال بر مردم.و روایتی داریم که حضرت میفرمایند میخواهید بگویم و دلیلی بیاورم که متوجه یشوید که اگر دجال را دیدید بفهمید که دجال خدا نیست.؟ یک دلیل دارد و ان هم این است که خدا که لوچ نیست خدا که چشمش این طور کج و کوله نیست خدا که چشمش ممسوح نیست. خدا که در بازار راه نمیرود خدا که با بچه ها بازی نمیکند. اینها دلایلی است که او خدا نیست. اکثرین کسانی که از دجال پیروی میکنند یکی یهودی ها هستند یکی افراد نادان یکی افراد زنا زاده واخرین کسانی که از دجال پیروی میکنند زنها هستند. دجال یه حالت هوچیگری به راه میاندازد با سر و صدا کردن و شلوغی مردم هم به دور او میریزند. ظاهرا رقاسه ها و زنان و نوازنده هایی بسیار زیبایی با خودش به همراه دارد که در خیابان های اصلی شهر به نوازندگی میپردازند.در روایات امده که اگر فهمیدید دجال امده در خانه هایتان مخفی بشوید. در را به خودتان قفل کنید. حتی حضرت میفرمایند که مرد دست وپای همسر دختر مادر خواهر و اقوام نزدیک خود را میبندد تا مبدا از خانه خارج شده و به فتنه دجال بیفتد. یعنی این طور دجال مردم را به خودش جذب میکند.در روایت داریم که بزرگترین فتنه از زمان حضرت ادم )ع( تا قیامت امر دجال است. یعنی امری به این بزرگی در زمین محقق نشده است.پیامبر اکرم)ص( میفرمایند هیچ پیامبری نیامد مگر این که امتش را از فتنه دجال ترسانید. اما خداوند صلاح ندیدند که این فتنه در امت گذشته اتفاق بیفتد.اگر این به این فکر میکنید که این معنایی ندارد اگر یک کسی بگوید من خدا هستم من قبول نمیکنم ولی اشتباه فکر نکنید چون دجال یک زمانی میاید که میداند بسیار کسانی از او حمایت میکندو در اخر این که اگر به ذهنتان امد که این کیست که هیکل بزرگی دارد که امده چند زراع قد دارد. ادم به این بزرگی اصلا ما سراغ نداریم چشمش این طور باشد و پشت سرش این طور باشد قدش چنین باشد و بگوید من خدا هستم بهشت و جهنمی همراهش باشد. حالا الی نقلی در روایت امده که برید ان ابی که به شما نشان میدهد عین اتش است و اتشی که به شما نشان میدهد عین سردی و اب است. از اب و نعمتی که به شما نشان میدهد بترسید و از اتش و عذابش نترسید. در قحطی شدید می اید مردم چه بسا از ترس گشنگی به او ایمان بیاورند.حالا اگر این روایات برای شما عجیب بود و به ذهنتان امد که این روایتها بیشتر از اهل تسنن هستند و دجال هم بیشتر در کتابهای تورات وانجیل امده. و مسیح دجال مال مسیحیها بوده. این ها دروغ هستند. به این نکته توجه کنید:ما در بحث سند توضیحات مفسلی داده شده است. اما یک دلیل دیگر نیز میاوریم. اگر صد سال پیش به ما میگفتد که یک زمانی میاید که از یک شهر به شهر دیگر الان اگر سه روزه مسیر را طی میکنید در ان زمان چند ساعته طی میکنید یا مثلا یک مرکبهایی میاید که وقتی سوارش میشوی و با ان مسیر را طی میکنی در موقع سرما از تورو گرم میکند و در موقع گرما سرد یا از خود صداهایی در می اورد که نوازش بشوید. و باسرعت بالایی حرکت میکند. در ان زمان باور میکردید. یا اگر میگفتند از این جا که قرار دارید میتوانید با دورترین افراد که از شما قرار دارند بدون این که او را ببینید حرف بزنید باور میکردید؟لذا اگر روایات را میخوانیم ولی نمیفهمیم بگذاریم در بوته امکان و بگوییم که ما نمیفهمیم به موقع ودر زمان خودش اهل خودش میایند و میفهمند.یک صلوات برای سلامتی اقا امام زمان)عج(
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 11:24  توسط وحید
|
حفظ دین در اخرالزمانیکی از مطالبی که بعد دانستن این همه علایمی که در اخر الزمان به وقوع میپیوندد برای ما مهم است این است که در همچین زمانی ما چگونه میتوانیم زندگی کنیم.؟ وظیفه ما در این زمان چیست؟ اگر این فتنه ها رو اوردند چه کاری باید کرد؟قبل رجوع به کتابها و احادیث باید حدس زد که چه کار کنیم ان هم جزء حفظ دین کار دیگری نیست.یکی از دستورهایی که اهل بیت مردم اخر الزمان داده اند این است که جدای از مردم زندگی کنید. این بدان معنی نیست که در بیایان یا کوه ها زندگی کنید؟ نه. به این معنی است که با مردم باشید اما جدای از مردم باشید. در بعضی از روایات امده که پلاس خانه هایتان باشید. یعنی زیاد از خانه به بیرون نروید.فرمودند حضرت فتنه هایی در پیش دارید که مثل پاره شب تاریک است. راوی عرض کرد چه کنیم یا رسول الله:فرمودند پلاس خانه باشید.یک روایتی هم داریم که مومنین در اخر الزمان انسشان با کتابهایشان است در خانه هایشان.حضرت در حدیث دیگری فرمودند: مالک زبانت باش و بنشین در خانه ات. و انچه را میشناسی بگیر و انچه را نمیشناسی رها کن. و بر تو باد به شخص خودت و امور عامه مردم را رها نمادر یک روایت دیگری در روضه کافی از امام صادق)ع( از صدیر نقل میکنند که ملازم خانه باش و پلاسی باش از پلاس های خانه و ساکن باش مادامی که شب و روز ساکن است پس هر خبر دار شدی صفیانی امده بیا به سوی ما ولو پیاده باشد.در روایت دیگری است که: نزد پیغمبر نشته بودیم از فتنه ها صحبت شد گفتیم رد ان زمان چه کنیم؟ حضرت فرمودند زبان خود را نگه دار و در خانه ات بنشین و انچه را راجع به دبن است و نزد تو معروف است بگیر و انچه را که تو منکر میدانی وا گذار و بر تو باد شخص خودت و عامه را رها کن.در نهج البلاغه در خطبه صدونود حضرت علی)ع( میفرمایند: ملازم زمین باشید و صبر بر بلا کنید و دست و شمشیرتان را بر هوای زبانتان حرکت ندهید. و عجله نکنید در انچه که خدا عجله ان را از شما نخواسته.اگر شما با معروف در فراش خود بمیرید اگر بدانید حق چیست با انتظار ظهور حضرت مهدی و این که حقیقت و دین را میشناسید در رخت خواب بمیرید و حق خدا و رسول خدا و اهل بیتش را بشناسی شهید مرده اید.در غیبت طوسی از عمار یاسر روایت داریم: دعوت پیامبر شما در اخرالزمان است پس ملازم زمین باشید و دست و زبان خود را بازدارید تا وقتی پیش روش را ببینید یعنی دنبال هر صدایی نروید و چون مجالفت کند ترک با روم وبسیار شود جنگها در روی زمین ندا میکند ندا کننده بالای حصار دمشق که بلایی است لازم از شری که نزدیک است و دیوار مسجد دمشق خراب میشود. یعنی این علامات باید باشد تا شما را دعوت به جهاد کنند بعد شما هر کاری می خواهید بکنید بکنید.در یک روایتی در غیبت طوسی و غیبت نعمانی جابر جوفی از امام باقر)ع( روایت کند که فرمود ملازم زمین باش و دست و پا حرکت مده تا علاماتی که برای تو ذکر میکنم درک کنی و نمیبینم که درک کنی اختلاف بنی عباس و ندا کننده ای ندا کند از اسمان و صدایی از مشرق بیاید که فتح شده ودهی از دهات شام که ان را جاویه گویند به زمین فرو رود و زود است که پیش بیاید برادران ترک تا وارد چزیره شوند.در یک عبارتی محدث قمی یک وظایفی را شمرده اند که نمونه هایی از ان در این جا ذکر میشود.:اول از همه در زمان غیبت مهموم باشید و غم ناک باشید برای حضرت مهدی. چرا حضرت مهدی در کنار مردم باشند ولی مردم نتوانند از ان استفاده کنند.دوم انتظار فرج را داشته باشیم.یک صلوات برای سلامتی اق امام زمان)عج(
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 0:20  توسط وحید
|
شهر تهران در اخرالزمانیکی از شهرهایی که مربوط به ما میباشد شهر تهران است. در روایات به لفظ تهران یک تعبیری امده که ذکر خواهد شد. و بعد مهمتر از ان شهر قم و کوفه است که بعدا در مورد انها خواهیم گفت.در مورد تهران یک روایتی در روضه کافی امده که روضه کافی یکی از منابع معتبر شیعه است. در حدیث صد و نود و هشتم از امام صاذق )ع( نقل شده است که شهر تهران را به اسم زوراء گفته شده است. زوراء به دو مکان اطلاق میشود. یکی به تهران و دیگری به بغداد. حالا چرا هم به تهران و هم به بغداد زوراء گفته اند مشخص نیست. ولی این روایت به قراینی که گفته میشود منظور تهران است نه بغداد.حضرت می فرمایند:در زوراء هشتاد هزار نفر در صبح اول طلوع سرهایشان بریده شود. مثل شتر فربانی. بعد می فرمایند میشناسید زوراء را؟ راوی گفت فدایت شوم میگویند بغداد است. حضرت فرمودند: ری رفته ای؟ گفتند بله. فرمودند: بازار حیوان رفته ای؟ گفتند بله. فرمودند: کوه سیاهی در دست راست جاده دیده ای؟ گفتند بله. حضرت فرمودند انجا است زوراء که هشتاد هزار نفر کشته میشوند که هشتاد نفر انها از اولاد فلان هستند. که همه انها صلاحیت خلافت دارند. گفتند چه کسی انها را میکشد؟ فرمودند: اولاد عجم انها را میکشد.در کتاب دیگری هم وجود دارد که این حدیث سندش به حدیث اولی ضعیفتر است. ولی مطلبش تقریبا به واقعی که الان ما میبینیم جور در ماید.علامه مجلسی هم به این روایت اعتبار داده است.لازم الاسلام کرمانی به نقل از علامه مجلسی نقل میکند.امام صادق)ع( به مفضل ابن عمر میگوید: میدانی زوراء کجاست؟ گفتند خدا و حجتش داناتر هستند. امام میفرمایند: بدان ای مفضل در نواحی ری کو سیاهی است که در دامن ان شهری بنا شود که طهران نامیده شود. ان است زوراء که قصر هایش مثل قصرهای بهشت و زنهایش مثل حورالعین است. بدان ای مفضل ان زنها متنبس به لباس کفار میشوند. و در هیئت ظالمان باشند. و بر زینها سوار شوند و از شوهر ها تمکین نکنند. به محل سکونت شوهر ها کفایت نمیکنند و ایشان درخواست طلاق میکنند و مردها به مردها اکتفا میکنند و زنها به زنها. و مردها شبیه زن و زنها شبیه مردها میشوند. بعد حضرت فرمودند: پس اگر تو میخواهی دینت را حفظ کنی در این بلده سکونت مکن و مسکن برای خود قرار مده چون محل فتنه است.گفتند پس چی کار کنیم اگر این شهر این طوری میشود.؟ فرمودند: در انجا ساکن مشو. اگر زمانی هم در انجا کاری داشتی به انجا برو کارت که تمام شد برگرد. پس فرار کن از انجا به قله کوهها و از سوراخی به سوراخ دیگر مثل روباه و بچه هایش.یک صلوات برای سلامتی اق امام زمان)عج(
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 1:55  توسط وحید
|
تصدیق روایات مستناد ما از روایاتی است که در کتابهای معتبر نوشته شده است و این روایات نیز از اخبار غیب است. اخباری است که اهل بیت خبر داده اند از سال های بعد.همچنین اخباری را کسی بلد نیست حالا ایا انها تمام با سند صحیح مثل قران ه ما رسده؟در پاسخ این سوال باید بگویم خیر.این قطعی است که مثل قران نیست اونها هم بعضا صحیح السند هستند و در اصلی ترین منابع شیعه نقل شده بعضی ها ممکن است افراد ضعیف هم در انها وجود داشته باشد ممکن است اصلا در منابع شیعه نقل نشده باشد یا یکی دو مورد نقل شده ولی درمنابع اهل تسنن بیشتر نقل شده باشد. اما ما باید چه برخوردی با روایات بکنیم؟ یکی از شرایط سند حدیث که باید صحیحه باشد باید راوی بالغ باشد حل شما خودتان چه طور برخورد میکنید. مثلا وقتی از بچه کوچک سوال میکنیم فلانی اومد در خونه میگوید بله شما چه کار میکنید میگویید نه سندش ضعیف است فلانی نیامده به در خونه چون که ایشان بچه است سندش ضعیف است ایا صرف بچه بودن دلیل میشود که به شما دروغ بگوید؟خود شما یقین دارید که این بچه راستش را میگوید. لذا یک سنی می اید تو سند حدیث حدیث میشود موثقه. از صحیحه وحسن بود خارج میشود اما نه به این معنی که چون وی سنی بود حدیث دروغ است هم سنی و هم شیعه در خالص کردن احادیث از زمان پیامبرتا به امروز تلاش داشتند یعنی این طور نبوده که ما شیعه ها سعی و تلاش مان در این بوده که احادیث صحیحه را جمع بکنیم و سنی ها بنا بر این بوده هر جایی حدیث یافتند جمع بکنند. نخیر اصلا این طوری که بعضی ها فکر میکنند نیست سنی ها هم دقت داشتند از هر کسی روایت قبول نمیکردند روایان انها به اعتبار خدایشان ثقه بودن وثقه نبودن برای انها مهم بود. لذا این طور نیست که یک حدیثی در منابع سنی میبینید بگویید اینها هر حدیثی می یافتد در کتابشان می نوشتند باز هم جواب خیر است. پس ما یک چیزی شنیدیم یک کاری در دوران شیعه انجام شده در دوران تاریخ اسلام انجام شده به نام اینکه حدیث جعل میکردند فکر نکنید انهایی که حدیث جعل میکردند حالا تمام حدیث های دروغ در تمام کتابها هست. به خصوص منابع شیعه. مگر ان زمان مدافعان اسلام نبودند که این جاعلان حدیث هر کاری که دلشان می خواست میکردند؟باز هم جواب خیر است. ان موقع هم علما وجود داشته اند اون موقع هم راویان حدیث حساب وکتاب داشتند. در شهر قم بسیاری از راویان زندگی میکردند یک نفری حدیث ضعیف نقل میکرد به او تذکر داند که نقل نکن از فلانی ضعیف است حق ندارید این حدیث ها را بیاورید وی دوباره در منبر یک حدیثی گفت ظاهرا علی ابن باغ وحی قمی دستور داد او را از شهر بیرون کنند. این طور نبوده که هر کسی راویی حدیث باشد. حساب وکتاب داشته است. لذا مبادا با احادیث این طور برخورد بکنیم که کتاب بحار: علامه مجلسی بحار را جمع کرد گفته بعدا علما و فقها میایند این کتاب را تصحیح میکنند من میخواستم این کتاب را جمع بکنم. ایا این حرف سندی دارد. در کجا علامه مجلسی این جمله را گفته است. در جواب بعضی ها میگوین مشهور است ولی چه طور میشود حدیث های ما هم مشهور است حدیث ما را قبول نمیکنند ولی ان جمله دروغ را قبول میکنند. در کتاب بحا علمه مجلسی در اول ان توضیح میدهد که چگونه این کتاب را جمع کرده است. بعد در اخر میگوید: ای کسانی که ادعای ولایت اهل بیت را دارید به این کتاب من تمسک بجویید به اوثق وثوق.)یعنی اعتماد داشته باشید( علامه مجلسی عبدا همچنین هرفی نزده که من بحار را جمع کردم انشاالله علما تصحیحش میکنند. مینویسد حجت است این کتاب بین شما و خدا تا قیام حضرت مهدی. بهتراز انچه که من تصور میکردم این کتاب جمع شد. بعد با یک شبه شیطان لعین که این شبه کار خود شیطان است. دران زمان جمع اوری کتاب بحارخفقان حدیث بوده است. اصلا مردم حدیثها از یادشان رفته بود ایشان امدند زنده کردند.علمای بعد از علامه مجلسی می گفتند دیگر نگویید دین محمدی بگویید دین مجلسی. یعنی این قدر ایشان احیا کردند دین حضرت رسول را. ایشان هفتاد سال شب و روز در احادیث غلت میخوردند وقتی بو میکشد میفهمد حدیث صحیح است یا نه. با من و شما فرق میکرد. قران داریم احادیث معتبره داریم اینها را باید با هم دیگر تعبیر میکرد تشخیص میدهد. همین طور به حدیث که نگاه میکند میفهمد که این حدیث را پیامبر گفته یا نه. شما هم همین طور هستید نسبت به دوستانتان همین طور هستید. به شما میگویند همسر شما این حرف را زد پدر شما این حرف را زد و دوست شما این حرف را زد: میگویید پدر من این حرف را نمیزند. از کجا میدانی که این حرفها را پدر شما نگفته من سند دارم میگویید پدر من این حرف را نمیزند برو دیگه هیچ چیز نگویید. اشتباه شنیدید.چرا؟ چون پدرتان را خوب میشناسید اخلاق پدرت و رفتار پدرت را میشناسید. حالا همین طور بگوییم بعضی از حدیث ها سند ندارد از ان طرف شیطان نیز خوشحال میشود. لذا تا حدیث گفته میشود فورا به سند نگاه نکنیم ملاک علما این است. حتی علامه طباطبائی با ان شخصیت فلسی بزرگی که داشتند بعضی موقع احادیث ضعیف را در کتاب المیزان خود می اورد. حال بد گفت که چرا ایشان احادیث ضعیف اورده اند.ایشان میگویند این احادیث مستند دارند من میتوانم مزنون این روایت را از قران در بیاورم. یعنی میگفتند این ایه این چیز را میگوید این روایت ضعیف هم معنی همان ایه را میخواهد بگوید. خوب اگر معنی ایه قران را میدهد موافق کتاب خدا هست. پس اگر در روایات گفتند: ان دسته از روایاتی که موافق قران هستند بپذیرید و ان دسته که مخالف نپذیرید. علامه مجلسی میگوید که من فهمیدم که این حدیث ضعیف موافق کتاب خداست مخالف نیست لذا علما به این سادگی دست از سر احادیث بر نمیدارند. تازه از این گذشته فرض بگیریم سند دقیق نیست سند ضعیف است متن حدیث ملاک است. باید متن را با قران مقایسه کنیم. متن را باروایات صحیحه و متواطر مقایسه کنید. اصلا سند را نمیخواهیم شما نگاه کنید ببینید این عبارت این مطلبی که در این حدیث امده است ایا با قران روایات صحیح موافقت دارد. اگر موافقت داشت پس حدیث درست است. یگ نفری نزد امام صادق)ع( امدند و گفتند: اقا این حرفها چیست که شما میگویید ما بعضی اوقات یکحدیث های عجیبی از شما میشنویم. حضرت گفتند چه گفته ایم ؟ گفتم که روز شب است و شب روز است. او گفت نه اقا این طوری هم نه. حضرت فرمود اگر از ما این هم شنیدی قبول کن. شما نمیدانید ما چه میگوییم.شما محمل کلام ما را نمیفهمید. کلم ما صعب المستسع است بعد مثال زدند گفتند: امدند پیش حضرت گفتند اقا ما عراق شنیده بودیم شما یک همچنین حدیثی گفته اید. گفتیم این حدیث مال شیطان مال ائمه نیست. و ان حدیث این است: که اگر مردی یک انگشت زنی را قطع بکند باید یک شتر باید دیه بدهید. اگر دو انگشت زن را قطع کرد باید دو تا شتر بدهد اگر سه انگشت قطع بکند باید سه شتر باید بدهد و اگر چهار انگشت زن را قطع بکند باید دو تا شتر دیه بدهد. گفتند که ما این حدیث را از شما شنیدیم گفتیم این مال شیطان است . حضرت گفتند شما بیخود کردید این را گفتید این حدیث را من گفتم. گفتند اخر این که نمیشود یه انکشت قطع شود یک شتر دو انگشت قطع شود دو شتر سه انگشت قطع شود سه تا شتر ولی چهار انگشت قطع شود دو تا شتر دیه دارد.! حضرت فرمودند دلیل دارد. چون دیه زن تا دو سوم با مرد همراهی میکند اگر از دو سوم به بالاتر رفت نصف دیه مرد میشود. حضرت علی ) ع( گفتند اقا برای ما حدیث بگویید. حضرت گفتند احادیث ما صعب المستسع. حدیث های ما سخت و سنگین است.کسی تحمل ان را ندارد. گفتند اقا یک حدیث بگویید. من هستم که زنده میکنم و میمیرونم. یکی از انها گفت بلند بشوید برویم. خواستند از مجلس بروند بیرون حضرت به در اشاره کرد در بسته شد. فرمودند گفتید حدیث یگو بشنید گوش بدهید. گفتند اقا شما میگویید من زنده میکنم و میمیرانم شما کافر شده اید. این کار خدا است. حضرت فرمودند من که گفتم من دین را زنده کردم ومن بدعت را میراتدم. گفتد خوب این را از اول بگویید. فرمودند شما تحمل ندارید کلام ما را بشنوید. امام حسین)ع( در کتاب بصارالدرجات دارند.که دو سه نفر امدند پیش ایشان گفتند برای ما حدیث بگویید فرمودند شما تحمل ندارید. گفتند نه اقا خیلی قوی هستیم هر چیزی بگویید ما گوش میکنیم. حضرت فرمودند یکی از شما بیاد به اتاق و شما بیرون منتظر بمانید. من برای او مختصر حدیث میگویم اگر تحمل کرد بعد بیایید بنشینید تا برای شما هم بگویم. چند دقیقه بعد از در اتاق اومد بیرون پریشان چشماش میخواهد از حدقه در بیان تو روایت امده بعضی از موهای سرش سفید شد. بهش گفتند امام چی گفتد او میگفت یادم نیست. حضرت خندیدند و گفتند اگر یادش بیاد میمیره. لذا تا احادیثی که به ذوق ما خوش نمیاید انگار یه جوری هست. بعد میگوییم این حدیث سند ندارد. ما که دین شناس نیستیم. ما که نمیفهمیم معنی وهدف حدیث چیست میگوییم این حدیث دروغ است. خلاصه باید دقت کرد. این بحث سند را خوب دقت کنید تا هیچ شبه ای باقی نماند. یک صلوات برای سلامتی اق امام زمان )عج(
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 3:20  توسط وحید
|
قوم بنی عباسدر روضه کافی در حدیث هفتم از امام صادق سوال میکنند:تا کی بنی عباس حکومت میکنند.یا کی از ایشان راحت خواهیم شد؟امام صادق می فرمودند که حکومت ایشان تا ظهور ادامه دارد. حال که الان تقریبا بنی عباس منقرض شده اند.حال باید گفت که روایت صحیح نیست یا توجیحاتی دارند. ظاهرا قبل از این که حضرت ظهور کنند دوباره بنی عباس دو باره حکومت میکنند.در جواب سوال یاران که در بالا ذکر شد در جواب سوال امام صادق به چند مورد اشاره میکنند و میگویند که هر زمان اینها اتفاق افتاد از دست بنی عباس و بنی امیه خلاصی پیدا کرده وظهور محقق خواهد شد.1. هر وقت دیدی حق مرد و احلش رفتند.یعنی دیگر به حق عمل نمیکنند.2. وقتی ظلم تمام بلاد ها را در بر گرفت.3. دیدی که قران کهنه شده و چیزی به ان اظافه شده که در ان نبود.یعنی قران را به حالات دل خود تفسیر میکنند.4. دیدی که دین وارونه شده باشد مثل ظرف ابی که وارونه شده باشد.5. دیدی که اهل باطل بلند پروازی کردند بر اهل حق.6. ودیدی بدی وشر ظاهر شده و نهی ازان نمیشود و عامل ان را معذور میدارند.7. و دیدی که فسق ظاهر گشته و مردها بر مردها اکتفا میکنند وزنها به زنها.یک حدیث در مورد تربیت فرزند حضرت میفرمایند که: بچه های خود را موقع عشا نگه دارید.به دلیل این که در این موقع شیطان نیروهای خود را در زمین پخش میکند.8. و دیدی که مومن ساکت است و به حرفهای وی توجه نمیکنند.9. و دیدی فاسق دروغ میگوید و کسی دروغ و تهمت او را رد نمیکند.10. و دیدی که کوچک بزرگان را حقیر شمارد.یعنی کوچکترها به بزرگترها احترام نمیگذارند.حدیثی داریم که میفرمایند در اخرالزمان سال مثل ماه بشود و ماه مثل هفته بشود و هفته مثل روز بشود و روز مثل ساعت. و اول قوم اخر قوم را لعن میکنند.یک حدیث دیگر در مورد کوتاه شدن عمر وجود دارد که : شخصی جلو تر از کسی که از او بزرگتر است راه برود .11. و دیدی قطع رحم ها شده. منظور سله ارحام است.12. و دیدی که هر کسی را به کار بد نسبت دهند خندان شود.13. و دیدی که پسر ها مثل زنان عمل کنند. حدثی دارم که میفرمایند پسری که از صورتش مو در نیامده خطرش از دختر باکره بیشتر است.14. و دیدی که ثنا و مدح زیاد گشته. یعنی هر کسی به هر کسی میرسد از این جملات استفاده میکن.اق ما نوکرتم چاکرتم مخلصیم شما کارت درسته شما فقط خوب هستی تو اول مومنی بیخودی از او تعریف میکنند. و در پشت سر او از او به بدی یاد میکنند. که به ان چاپلوسی میگویند.15. ودیدی که مرد مال خود را در راه غیر خدا خرج کرد. و کسی او را نهی نکند.16. و دیدی که ناظر و نگاه کننده به خدا پناه میبرد از انچه میبیند که مومن در ان به سختی افتاده. یعنی مردم گرفتار میشوند وهیچ کمکی هم نمیتوانی بکنی.17. و دیدی که همسایه اذیت میکند همسایه خود را بدون هیچ مانعی.یک روایتی هم وجود دارد مردم به هم احترام میگذارند به خاطر این که از زبان ودست طرف مقابل در امان باشند.18. و دیدی که کافر خوشحال است از انچه که در مومن میبیند. و شاد است از انچه فساد در زمین میبیند.19. و دیدی که شراب علنی خورده میشود و اجتماع میکنند بر ان کسانی که از خدا نمیترسند. با اینکه مسلمان هست ولی از خدا نمیترسد20. و دیدی که امر کننده به معروف خار است.21. و دیدی که فاسق در ان چیزی که خدا ان را دوست ندارد قوی و ستایش کرده میشود.22. و دیدی که اهل قران خار هستند و هر کس که ایشان را دوست دارد خار است.23. و دیدی که راه خیر بسته شده و راه شر و بدی باز است.24. و دیدی که خانه خدا معطل است و امر به ترکش میشود.25. و دیدی که مرد میگوید انچه را که عمل نمیکند.26. و دیدی که مردان برای استفاده از مردان خود را فربه کنند و زنها برای زنها.27. و دیدی که معیشت مرد از دبرش و معیشت زن از فرجش باشد.28. و دیدی که زنها برای خود مجلس میگیرند چنان چه مردها مجلس میگیرند.
یک صلوات برای سلامتی اقا امام زمان)عج(
+ نوشته شده در شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 2:44  توسط وحید
|
طبق روایات صفیانی شخصی است به نام عثمان ابن انبسه که از اولاد ابوسفیان است یعنی از نسل بنی عمیه است. دایی های وی زنده هستند و به همراه دایی های خود خروج میکند که از قبیله کلب هستند از میان این قبیله خروج میکند.
طبق روایت سر خیلی بزرگی دارد صورت ابله رویی دارد در چشمش یک علامت سفیدی دیده میشود و از طرف دمشق خروج میکند.و مکه و مدینه را ندیده است. از علامات قطعی ظهور حضرت مهدی(عج)هست که پس از ۹ماه خروج او حضرت مهدی ظهور میکند. صفیانی به پنج شهر بزرگ وارد میشود که امام صادق در بحار جلد ۵۲ صفحه ۲۰۶ میفرماید: وقتی دیدی بر پنج شهر شام مسلط شد بدان که این همان صفیانی است.که شهرها عبارت انداز:دمشق،حمس،فلسطین،اردن،بنسرین(بنسرین یه شهری نزدیکی حلب است حلب یکی از استان های سوریه است.) مردی است متوسط القامت و صورتی نحض دارد. در یه روایتی امام باقر(ع)می فرماینذ:صفیانی با دایی هایش همراه میشود و از علائم حتمی است و همتی جزء ال محمد و شیعیان ندارد پس لشکری به کوفه فرستد و کشته و داراویخته از شیعیانبسیار باشد. صفیانی اول در خود شام چند جنگ داخلی میکند.در این جنگها پیروز میشود بعد به فلسطین مسلط خواهد شد.وبعد یکی یکی به تمام ان پنج شهر گفته شده مسلط میشود.بعد از ان به عراق حمله میکند تا به کوفه برسد مسجد کوفه را تصرف میکند در بغداد فاجعه های بسیاری میکند که در رواایات امده که هزار دختر بکارت خود را از دست میدهد بواسطه بی ناموسی هایی که صفیانی انجام میدهد.در یک روایت دیگر میفرماید که:صفیانی دو حرکت انجام میدهد اول یک خروجی میکند که خیلی با شیعه ها کاری ندارد بیشتر میخواهد که حکومت خود را مستقر کند.وقتی که مستقر شد و مسلط شد همی جزء کشتن شیعه ندارد.که پس مستقر کردن حکومت خود اعلام میکنه که هر کسی سر شیعه برای من بیاورد هزار دینار زر سرخ پاداش میگیرد.بعد همسایه سر همسایه را میبرد پیش صفیانی برده و انعام خود را میگیرد. در یک حدیث دیگر میفرمایند که:قبل از خروج صفیانی یک شخصی بنام شیث بانی باید بیاید او در زمین کوفه باید مثل اب بجوشد و وقف شما را بکشد.(وقف=رسول،فرستاده) پس متوقع باشید بعد از او صفیانی و خروج مهدی را. بعضی ها شیث بانی را صدام حسین میگویند.(الله اعلم) در غیبت نعمانی امام باقر (ع) میفرمایند:در کشتاری که صفیانی انجام میدهد مردها پنهان شوند و بر زنها چیزی نیست انشاء الله. سوال میپرسند که به کجا برویم:به مکه پناه ببرید. چرا شهر مدینه امن نیست:به دلیل این که صفیانی بعد از تسلط دو تا لشکر اماده میکند.یکی از لشکر ها را به اسطخر شیراز میفرستد که در انجا با لشکر خراسانی درگیر میشود.که این لشکر صفیانی از لشکر خراسانی شکست میخورد.یک لشکری هم به مدینه به قصد کشتن شیعه های انجا وبعد از ان به طرف خراب کردن خانه کعبه. صفیانی فاجعه ای در مدینه به بار می اورد که واقعه حره در مقابل ان مثل تازیانه زدن به حیوان میماند.(واقعه حره در قسمت های بعدی توضیح داده میشود).
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 15:47  توسط وحید
|
علایم خروج دجال. چه علایمی رو برای خروج دجال برمیشمرند. یه روایتی است که هم سند شیعه دارد در کتاب اکمال الدین و هم سند سنی فقط یه کمی با در متن با هم اختلاف دارند. چند نمونه از علائم را در اینجا اوردیم که شما خواننده عزیز بفهمید که چند نمونه از ان در حال حاضر اتفاق افتاده است. .امیرالمومنین حضرت علی(ع) خطبه میخواندند: فرمودند ای مردم از من بپرسید قبل از این که منو از دست بدید یکی از حاضران از حضرت پرسید: کی دجال می اید؟ ۱.وقتی که مردم نماز را از بین ببرند نماز ضایع بشود در جامعه>حالا امروز اینجور شده یا نه..؟(امروز به ۱۰۰یا ۲۰۰ سال پیش اصلان نماز وجود ندارد.) ۲.امانت را ضایع کنند.خیانت کردن در امانت. ۳.حکم ضعیف شود. ۴.ستم فخر باشد. ۵.فرماندهان تاجر باشند. ۶.وزرا خائن باشند. (فقط به شهر یا کشور خود فکر نکنید به تمام دنیا بیندیشید.) ۷.یاران ایشان ضلمه باشند. ۸.قاریان ایشان فاسق باشند.در باره قاریان روایاتی هست که در اخر الزمان صدای قران از لب دهنشون اونور طر نمیرود.هیچ معنایی در لفظظشون نیست صرف قرائت است.قران را فقط با صدای زیبا میشناسند هر قاری قرانی که مسائل تزویجی را بیشتر رعایت کند زیباتر بخواند ان هم در دستگاه اکو فقط اینها قاریان قران هستند. ۹.جور وستم ظاهر گردد. ۱۰.زنا فاش شود.(در ایران فاش زنا از زمان رضا شاه شروع شد.)حدیثی در کافی وجود دارد مبنی بر اینکه: هنگامی که کلاههای ترکی(ترک=روم)در بلاد ظاهر شد زنا فاش می شود.این کار را رضا شاه ملعون انجام. حدیث:هر وقت زنا فاش شد زلزله فاش میشود. ۱۱.ربا خواری ظاهر شود.ایه صریح قران:خداوند ربا را حرام کرد. پیامبر اکرم(ص)فرمود:ربا ۷۰جزء دارد که اسانترین جزء ان زنا با مادر درخانه کعبه است. ۱۲.ارحام قطع شود. 13.زنان خواننده زیاد شوند. ۱۴.شراب خورده شود. ۱۵.عهد ها را بشکنند. ۱۶.نماز عشاء را ضایع کنند. ۱۷.در نماز جماعت کوتاهی کنند. ۱۸.مساجد را زینت کنند. ۱۹.مناره ها را دراز سازند. ۲۰.قران ها را به طلا زینت دهند. ۲۱.رشوه گرفته شود. ۲۲.از سفها کار بکشند.انسان های نادان در امور باشند. ۲۳.خونریزی را سبک بشمارند. ۲۴.دین را به دنیا بفروشند. ۲۵.زنها با شوهران خود تجارت کنندبرای حرصی که برای دنیا دارند. ۲۶.زنها منبر روند.(۱۲۰۰ ساله از زمان امام زمان(عج)داره میگذره که زنان منبری نبودند.که ۸یا۹ سال است که زنان برای خود بدون حضور مرد منبر میگیرند.یا ۱۲۰۰ساله که علما به زنها خیانت کردند که اجازه ندادند در اجتماع حظور پیدا کنند یا ما زنها اشتباه میکنند...) ۲۷.زنها شبیه مردان شوند. 28.مردها شبیه زنها شوند. ۲۹.سلام به اشنایان دهند. ۳۰.شاهد شهادت دروغ بدهد. ۳۱.پوست میش بر دلهای گرگی نشانده باشند.(یعنی از ظاهر اهل تقوا ولی در باطن کافر) ۳۲.دلهای مردم تلخ باشد ولی زبانشان از عسل شیرینتر باشد. ۳۳.باطنشان گندیده تر از مردار ۳۴.علم فقه برای غیر دین طلف شود. ۳۵.منکر معروف شود و معروف منکر. اینها بخشی از علائم خروج دجال هستند. یک صلاوات برای سلامتی اقا امام زمان(عج)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 1:58  توسط وحید
|
|